از چهار دیوار خانه گریختم به خیابان
از چهار دیوار خانه گریختم
تا یادم بماند
نام کوچه ی محبوبم چه بود
یا در کدام کوچه دستانش را گم کردم...
کدام چشم مرا سوخت...؟
همیشه پیش از این سه راه به شعر می رسم
می رسم...
می گریزم...
از صدای بوق ها
از صدای شعر های عاشقانه
دوبس...دوبس...
از صدای های های...
از صدای قیل و قال...
خیل عاشقان بی دریغ...
...
من یادگرفته ام
همیشه راه خودم را
بروم ...
راه خودم را
بیایم...
راه
خودم را
گم کنم... .
دخترانم هرگز به من افتخار نخواهند کرد
مادری
که تمام جوانیش را عاشق بوده
و تمام جوانیش را گریه کرده است
مادری
که تمام جدول های خیابان خواجه عبدالله
کفش هایش را از برند
مادری
که یاد گرفته
درست لحظه ای که دلش...
بگذرد...
