سلام!دیروز اولین افتتاحیه ی دوره های دفترشعرجوان بدون حضور استادامین پور
بود...!دریغ...!
بعد از تو قلم رو به سراشیبی درد
پاییز همین است،همین هجرت سرد
بعد از تو همه پشت به باران کردیم
چون نیستی و آه،محال است آن مرد...
* * *
غم بر دل ما شور نشستن دارد
انگار خدا قصد شکستن دارد
ناگاه پریدیم از آن خواب قشنگ
دیدیم خیال بار بستن دارد
* * *
آن سو تر ایستاده ای
درست چند قدم آنسو تر از دیوار
امُا هنوز ما
درگیر سرگیجه های بعد از توایم
این دیوار
مرا ـ کودکی که به ردُپایت ایمان داشت ـ
نه..
تمام کودکان بعد از تورا...
این دیوار...
دیوانه وار...
آوار...
بعد از صدای بال تو
این دیو...
دیوار
مرا دیوانه کرده است!
آبان ۸۶
